سیمین نادر

به باور من سوژه طلاق تم رو ساخت فیلم بود زیرساخت فیلم بیماری ژرفای جامعه را نشان می داد:  "دروغ"  و این واقعیت در فیلم های فرهادی می چرخد در یکی با رویکرد به طلاق و در دیگری (4 شنبه سوری ) با تم خیانت و... تنها کسی که در این فیلم دروغ نگفت سیمین بود که زندگی دروغین خودش و نادر را ترک کرد و پدر نادر که اصلا قادر به سخن گفتن نبود و همچنین راضیه با سوگند نخوردنش که بیشتر از روی ترس بود تا شجاعت اما حتی دخترک او نیز در 3 سالگی می آموزد که برای گذران زندگی در این جا ناراست بودن ساده تر است و راستی کار هارا پیچیده تر می کند و حق را به حقدار نمی رساند

پیوست 1: وقتی یک دروغ بزرگ رو مدام فریاد بکشی کم کم خودت هم باورت میشه....

پیوست 2: داریوش بزرگ: '' خدایا این سرزمین را از شر دروغ و قحطی  نگاه دار....''   فقط افسوس که اهورامزدا نیایش او را برآورده نساخت

پیوست 3: مارتین لوتر در سده 16 میلادی هنگام ترجمه ی نخستین انجیل به آلمانی به واژه دروغ رسید و چون معادلی در آلمانی نداشت از زبان پارسی واژه "تروگ" را ساخت

پیوست 4: سروش گرامی هنگامی که خصوصی می پرسی چگونه می توان پاسخ داد؟ ریشه ی این واژه را می توان در فرهگ ریشه شناسی واژگان آلمانی بیابید و ضمنا واژه ی دروغ  ( با همین هجا پردازی) در انگلیسی کهن به معنای قحطی هم هست.    

/ 15 نظر / 26 بازدید
نمایش نظرات قبلی
کوروش

با درود... دوست عزیز واقعا قشنگ بود لذت بردم آفرین به قلم شیوایت دیری وقتی است از شما بی خبرم امروز به روزم خوشحال میشوم که از منم سربزنی و با نظرات خودت مرا راهنمایی کنی پس منتظرتم[گل]

کامران

Hallo Ich habe etwas von dir verlangt, aber keine Antwort bekommen. !!!

پدر

یعنی آلمانیها دروغ نمی گفتند قبل از لوتر؟

فخار

سلام دیدم زحمت کشیدید به وبلاک ناقض من سر زدید ممنون از اظهار نظرتان. وبلاگ خوبیداری لاقل بهتر از وباگ من است. اکر اجاره می دهید شما رادر لینک دوستان بگذارم.ممنونم

الی

اغلب مان عادت کرده ایم به این دروغ های ریز و ریز و بی جهت . حالا یا از ترس و یا از روی عادت . کاش لااقل نسل جدیدمان را اینطور بار نیاوریم

علیرضا

سلام آخرین نقدی در مورد جدایی نادر از سیمین خوندم وشاید آخرین نقد هم بوده آپ شده پیشنهاد میکنم بخونیدش!!

حاشیه

سلام دوست.به وبلاگ جدیدم دعوتید. دیگر نه به خاطر خواهر زیباترمان با سنگی ازپشت سر غافلگیرم می کنی نه به صحرا می بری ام نه برادرم !نه! امروز با هم می رویم رای می دهیم فردا گرگی هستی که در خیابان پیراهنم را می دری

Amin K

فیلم سراسر قضاوت بود و انتخاب که البته چون یه بازه کوچیک از 14 سال زندگی بود بیننده توفیقی در این امر نداشت... پی نوشت 1 رو کاملا قبول دارم...

نا شناس

جالب نبود

نیما

سلام نمیدونم باید چی بگم. از الکی کامنت گذاشتن دلزده ام. جامعه شور و شرر زندگی رو به تمامی از وجود ما بیون کشیده و کثیف ترین گرایشات ذهنی و فکری رو به متن لحظه لحظه زندگی مون تزریق کرده.... آها یادم افتاد بزار یه تیکه از شاملو برات بنویسم: ... نه! اینجا سخن به کار نیست! نه آن را که در جبه و دستار فضاحت می کند نه ان را که در جامه عالم تعلیم سفاهت می کند نه آن را که در خرقه پوسیده فخر به حماقت می کند